آسمان‌های من

هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است

آسمان‌های من

هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است

آسمان‌های من

پیام های کوتاه

  • ۲ ارديبهشت ۹۲ , ۱۷:۴۷
    اودو!
  • ۳۱ فروردين ۹۲ , ۲۳:۳۶
    سلاح
  • ۲۶ فروردين ۹۲ , ۰۰:۴۱
    خواب
  • ۱۹ فروردين ۹۲ , ۱۵:۱۳
    کوپن

طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین مطالب

چند لحظه پیش، پسرک در خواب:
بابا... بابا
ماما ... ماامما
چییه؟ چییه؟ چی؟
و غلتی میزنه و ادامه خواب!
چنین پسر خانواده دوست پرسشگری دارم من که تو خواب هم حضورغیاب میکنه مارو،بیداری بماند!
رز
۲۶ فروردين ۹۲ ، ۰۰:۴۱ ۱ نظر

مادر هر کاری بکند بچه ها یاد میگیرند.

مثلا اگر شهید شود...

امروز شهادت حضرت زهراست پسرم.
رز
۲۵ فروردين ۹۲ ، ۱۱:۵۳ ۰ نظر

چقدر منتظر گرم شدن هوا بودم، برای آب بازی شما. و این روزها میریم حمام و 40 دقیقه ای آب‌بادی میکنی و کیف میکنیم. گاهی با عشق مامان را صدا میکنی. احساس میکنم برای تشکره. 

در همین زمینه به این کلمه توجه کن: آب تاب تاب تاب! و اندکی بعد: آباده ه ه (آفتابه)

رز
۲۴ فروردين ۹۲ ، ۱۶:۲۱ ۰ نظر

تا وقتی بچه نداری دستان همسرت را میفشاری و با هم قدم میزنید

وقتی بچه دار میشوید، هر دو دستان پسرک را میگیرید و سه تایی قدم میزنید

تا....پسرک بزرگ شود و دیگر نیاید پیاده روی.

آن وقت دوباره دستان همسر مال تو میشوند.

رز
۲۴ فروردين ۹۲ ، ۱۶:۱۸ ۰ نظر

نرم نرمک میرسد اینک بهار

نرم نرمک میرسد اینک بوی نوزاد، خوش به حالمان که دوباره بوی نوزاد و صدای گریه اش در نزدیکیمان خواهد پیچید و خوش به حال مادرانشان که طعم شیرین مادری را از نو خواهند چشید. دوباره شیردادن، بادگلو گرفتن، عوض کردن جا، گریه های شبانه، این چرخه ی خسته کننده ی دوست داشتنی.

نوش جانشان.

رز
۲۴ فروردين ۹۲ ، ۰۱:۳۱ ۰ نظر

برگشتیم به قلمرو خودت، با پتوهای نرمی که هرچقدر بخواهی صورتت را به آن میمالی و دنبال خودت میکشی و شش شش گویان دنبال من میآیی. جایی که دیگر هر لحظه بارها و بارها سراغ بابا را نمیگیری، از شدت ناآشنا بودن.

خدا رو شکر.

رز
۲۴ فروردين ۹۲ ، ۰۱:۲۷ ۰ نظر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
رز
۲۱ فروردين ۹۲ ، ۱۶:۰۸

سه شنبه 8 آذر:

من: (20:30) سلام. محبوبه جان این پسر من عجلش زیاده. من الان بیمارستانم. شرمندم بقیه کارا دیگه به عهده خودته. فایل اولیه رو پریشب فرستادم برات

محبوبه: س مرضیه جون خیلی دوست داشتم باهاتون صحبت کنم میخواستم زنگ یزنم گفتم نکنه براتون ضرر داشته باشه. خودتون خوبین. اصلا نگران پروژه نباشین خیالتون راحت باشه ان شاالله خدا خودتون و بچتون حفظ کنه و سالم و سلامت باشید.


خدیجه زن عمو، 22:20: سلام. چه خبر؟ در چه حالید؟


چهارشنبه 9 آذر 90:

زن عمو: سلام. صبح بخیر حال همگی خوبه انشاالله. اگه امروزو نگه میدارن من بیام شما برگردین استراحت کنید تا شب (برای مامان)


:) «عشق» یعنی همین :)

:) حال سپهرم چطوره مادر؟ :)


قدسیه: سلام مرضیه جون. دانشگاه بودم که مامانم خبر داد. خیلی خوشحال شدم. گفتم فعلا مزاحمت نشم؛ ایشالا بعدا زنگ میزنم. ایشالا زود خوب بشی خواهر. (میشه اسم آقا پسرتو بگی، به قول خودت کنجکاوی داره میکشه)


قدسیه: آخی قربونش برم. خیلی از اسمش خوشم اومد.


راضیه: سلام مرضیه جون. پس کی میری واسه ادکلن؟

راضیه: مرضیه منم ور دار- موقعیت مناسبه؟

(1:02) راضیه: خوب مرضیه عزیزم خوبی؟ بچه خوبه؟ کجایی؟ کدوم بیمارستان؟ من کی بیام؟ زود باش


10 آذر:

عمو، زن عمو، صبا: سلام. خسته نباشید. چشما روشن، قدم نورسیده مبارک، انشاالله همگی در سلامت کامل باشند. به بابا و بابابزرگا و مادربزرگای نورچشم سلام برسانید. فاطمه زن عمو، عمو و صبا.


حمیده: سلام. قدم نورسیده مبارک. حمیده


12 آذر:

سر و ن از در وا ری: قدم نورسیده مبارکککک. ایشالا دومادش کنی. حسابی مواظب سپهر کوچولو باش مرضیه جون.


سع یده خا لق ی: سلام سعیده هستم. قدم نورسیده مبارک. خیلی خوشحال شدم.


زه را آج یلی: سلام مامان مرضیه. قدم نورسیده مبارک باشه. :)  مرضیه جان جزوه اقتصادتو از آیلین گرفتم برات بیارم. میخوای آدرس بده بیارم دم خونتون. :)


13 آذر:

زهرا دخترعمو: سلام عزیزم. قدم نورسیده مبارک انشاالله سالم و صالح باشه و بهش افتخار کنی. امیدوارم خودت هم خوب باشی و زئدتر از رختخواب بلند بشی. از روی آقاکوچولو ببوس و به آقا ایمان سلام برسون.


 زهرا ذو ال قدر :(بعد از تماس تلفنی:) راستی یادم رفت بگم، مهرناز خیلی خیلی سلام رسوند و تبریک گفت. :)


14 آذر:

سر می نه: سلام عزیزم.خوبی؟/ سپهر کوچولو خوبه :)) عزیزم یو آیدی مهگلرو داری چون لینک وبلاگشو فرستاده واسه بچه ها


افسانه: مرضیه جون سلام. قدم نورسیده و مادرشدنت مبارک. بووووس

نرگس: سلام عزیزدل. همین الان خبردار شدم پسر گلت دنیا اومده. خیلی خوشحال شدم. قدمش خیر باشه براتون. امیدوارم سالیان سال زیر سایه پدر و مادر گلش به شادی زندگی کنه. ببخش نمیدونستم کی استراحت میکنی زنگ نزدم. مواظب خودت و سپهر عزیز باش.

نرگس: مرسی. آخرش پسرت هم مثل خودت بلا از آب دراومد همه ما رو شگغت زده کرد. سمیه گفت که خوبین خوشحال شدم. کی استراحت نمیکنی بهت زنگ بزنم؟


فا طمه انی سی: سلام. خوبی مرضیه جان. از زهرا شنیدم داری مامان میشی. مبارک باشه پیشاپیش.

فا طمه انی سی: وای بسلامتی. خودت خوبی؟ هر دو خوبین؟ عزاداریای شما هم قبول باشه.


16 آذر:

فا ظمه کو تی:  خوش قدم باشه عزیزم. راستی طبیعی زایمان کردی؟

فا ظمه کو تی: الهی. پس حسابی اذیت شدی. در عوض تا سپهرو دیدی همه دردات یادت رفت. :)


آی لین علی پور: سلام خانم. تبریک میگم. به سلامتی و به دل خوش. میخواستم زنگ بزنم ولی گفتم چون نمیدونم کی بیدارید بهتره پیام بدم.

مه سا مع لم یان: مرضیه جونم، مامانیه گل، قدم نورسیده مبارک. ایشالا که قدمش پر از خیر و برکت باشه.که دیر شد، شرمندم گرفتار بودم. حالا هم اس ام اس دادم که نگی بی معرفتم. حتما بهت زنگ میزنم. :*

رز
۲۰ فروردين ۹۲ ، ۰۰:۳۹ ۰ نظر

21 اسفند 89

ایمان: دیشب خواب دختر کوچولومون رو دیدم. خواب دیدم برده بودیمش حموم، یه لباس تمیز و صورتی قشنگ تنش کردی. من بچه میخوام! :-/

14 اردیبهشت: امیدوارم دخترمون دختر باشه مرضیه

15 اردیبهشت: فکر کنم در تربیت سپهرمون دچار نقص فنی بشیم، آخه من خیلی دل نازکم.


رز
۲۰ فروردين ۹۲ ، ۰۰:۲۱ ۰ نظر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
رز
۱۹ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۴۳