آسمان‌های من

هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است

آسمان‌های من

هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است

آسمان‌های من

پیام های کوتاه

  • ۲ ارديبهشت ۹۲ , ۱۷:۴۷
    اودو!
  • ۳۱ فروردين ۹۲ , ۲۳:۳۶
    سلاح
  • ۲۶ فروردين ۹۲ , ۰۰:۴۱
    خواب
  • ۱۹ فروردين ۹۲ , ۱۵:۱۳
    کوپن

طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین مطالب


۱. خدایا شکرت پسرم خوب نقاشی میکشد.

۲. خدایا شکرت پسرم موقع خواب عذرخواهی میکند که پشتش به من است.

۳. خدایا شکرت پسرم موقع خواب دوست دارد برایش ایه الکرسی و ۱۱ بار توحید بخوانم.

۴. خدایا شکرت پسرم شبها راحت میخوابد.

۵. خدایا شکرت پسرم خواب بد نمیبیند.

۶. خدایا شکرت پسرم شب ادراری ندارد.

۷. خدایا شکرت پسرم خوب غذا میخورد.

۸. خدایا شکرت پسرم هر غذایی میپزم میخورد.

۹. خدایا شکرت پسرم میتواند خودش لباسهایش را بپوشد.

۱۰. خدایا شکرت پسرم به من میگوید دوستت دارم. 


الحمدلله علی کل حال

الحمدلله علی کل نعمه

رز
۱۱ آبان ۹۶ ، ۱۷:۲۸ ۰ نظر

خدایا شکرت که

۱. پسرم با وجدان است.

۲. پسرم سید و اولاد پیغمبر است.

۳. خدایا شکرت پسرم مسوولیت پذیر است.

۴. خدایا شکرت پسرم قابل اعتماد است.

۵. خدایا شکرت پسرم در آشپزی کمکم میکند.

۶. خدایا شکرت پسرم میخندد.

۷. خدایا شکرت پسرم حافظ قران است.

۸. خدایا شکرت پسرم مشق هایش را تمیز و خوش خط مینویسد.

۹. خدایا شکرت پسرم میتواند حرفهای زیبا و بامحبت بزند.

۱۰. خدایا شکرت پسرم باسلیقه است.

خدایا شکرت.

الحمدلله علی کل نعمه

الحمدلله علی کل حال


رز
۱۰ آبان ۹۶ ، ۲۳:۳۲ ۰ نظر


از امتحانات الهی همین بس که به بچت مغز کاهو میدی. داره میخوره دست خودش رو گاز میگیره. بعد زنگ میزنه به باباش میگه مامان پوست دستمو کند.

 بعد در توضیح به مامانش اضافه میکنه که بزرگ دادی بهم(قد یه انگشت بود) باید اینقدری (قدر نصف انگشت) بهم میدادی.


خوبه زن بابا نشدیم. خدا رو صدهزار مرتبه شکر😐

رز
۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۸:۲۵ ۰ نظر

۱. خدایا شکرت که پسرم سالم است. 

۲‌ خدایا شکرت که پسرم قدرت تفکر دارد.

۳. خدایا شکرت که پسرم میتواند حرف بزتد.

۴. خدایا شکرت که پسرم میتواند "خوب" و با دایره لغات وسیع حرف بزند.

۵. خدایا شکرت که پسرم پیش ما و در کنار ما زندگی میکند.

۶. خدایا شکرت که پسرم زیبا است.

۷. خدایا شکرت که پسرم خوب نقاشی میکشد.

۸. خدایا شکرت که پسرم خواهرش را دوست دارد.

۹. خدایا شکرت که پسرم با پسرعمویش مهربان است.

۱۰. خدایا شکرت که پسرم مادربزرگ، پدربزرگ و عمه مهربانی دارد که دوستش دارند.


الحمدلله علی کل نعمه

الحمدلله علی کل حال


)چالش سپاسگزاری را برای پسرم آغاز کردم. یک ماه، تا روز تولدش. ان شاالله تمرکزم از روی اندک رفتارهای نامطلوبش برداشته بشه و رفتارهای مثبت، عالی و پسندیده اش تقویت بشه ان شاالله. )

رز
۰۹ آبان ۹۶ ، ۲۲:۴۶ ۰ نظر


سعی میکنم حین شیر دادن سلام زیارت عاشورا را بخوانم.

به "السلام علی الحسین..." که رسیدم دیدم دخترک داره سینه میزنه.

------

خونه خاله، جلسه هفتگی قران و دعاست. زیارت عاشورا میخوانیم. اسم امام حسین که میاید توی آشپزخانه دخترک شروع به سینه زدن میکند. چشم در چشم من میشود. خجالت میکشد و میرود پشت اپن. در شیشه گاز میبینم که آن پشت به ادامه سینه زنی مشغول است.

رز
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۲:۴۷ ۰ نظر

میگوید:

یادگاری یعنی چی؟ چرا این همه عکس میگیریم؟ وقتی بمیریم اینا به چه دردی مون میخوره؟


سکوت میکنم و به فکر میرم.

میگم: درسته مامان. اینا به هیچ درد اون دنیامون نمیخوره. اون دنیا فقط کارای خوبمون به درد میخوره.

رز
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۲:۴۶ ۰ نظر

پرده اول: مک کویین در پیاده روی اربعین

 بعدتر از گریه ی "منم ببر کربلا" و خون به جیگر کردن ما، و بعد از قول سوغاتی و کارتون مک کویین  ۳ از طرف من و باباش و هیجانات مربوط به اون، داره به باباش تخفیف میده:

سعی خودت رو بکن، اگر تونستی مک کویین ۳ رو پیدا کنی که هیچ

اگر نشد یه مک کویین خوب قیمت مناسب

اگر اونم نشد اینقدر (نمیبینمش چقدر) برچسب مک کویین برام بگیر اتاقم رو مک کویینی کنم.

--------

پرده دوم: هیچ کجا برای من کرب و بلا نمیشود

تصمیمش را گرفته برود پیاده روی اربعین

دلم میلرزد

یک هفته دوری

ناامنی

بیماری و سرماخوردگی

بی تابی سپهر

همه اینها یک طرف

هوای زیارت کوی یار گلویم را میفشارد

بی مکث، بی معطلی، بی تردید تشویقش میکنم برای رفتن. اما دلم غوغاست. دلم میخواهد مثل سپهر زار زار گریه کنم و بگم منم ببر کربلا

-----------

پرده سوم: اویس قرنی‌طور

مامانشون گفتند با این احوالات چشم بابا، اگر بری کربلا نگران میشن و چشمشون بدتر میشه. صلاح ندونستندکه بره.  چشم پوشید از زیارت امام و سالار شهیدان.

رز
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۲:۴۴ ۰ نظر


Tab های موبایلم یکی در میون درباره خیاطی و پژوهشگاه و پذیرش و غیره است

روی میزم چرخ خیاطی و لپ تاب به راه است‌

جاروبرقی میکشم و در ذهنم ایمیلی که باید برای مقاله ام بفرستم مرور میکنم

و در همه احوالات بچه ها یکریز حرف میزنند، بهانه میگیرند، ایده میدهند، احیانا فحش میدهند، شیر میخورند و ...

ت

رز
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۲:۳۷ ۰ نظر

پاییز عزیزم سلام.

امروز که درست ۳۷ روز از آمدنت میگذرد برایت نامه مینویسم. قبول دارم که با تو مهربان نبوده ام. 

پاییز عزیز، فصل رنگ ها، فصل مرخصی تشویقی درختان، فصل انار و خرمالوی عزیز، فصل به خوشبو و پرخاصیت.

ممنونم که هر سال، با وجود بداخلاقی ها و بی مهری های من، به شهرمان می ایی. درختان را میرقصانی تا برگ ریزان به استقبال زمستان بروند.

پاییز جان ممنونم به خاطر بازگشایی مدارس، که بهترین خاطرات و موفقیت های من، در مدرسه رقم خورده.

پاییز عزیز ممنونم به خاطر مهمانی رنگ ها در جنگل ها و امیدوارم بتوانم در مهمانی ات از نزدیک شرکت کنم و نزدیکتر حس ات کنم.

پاییز عزیز مرا ببخش به خاطر انکه تو را دوست نمیداشتم. به خاطر سرما و سرماخوردگی خودم و عزیزانم.

پاییز جان من را ببخش که همه ی محبتم را نثار بهار میکردم‌.

تو عزیزی چون تولد پسرکم را برایم مژده اوردی.

تو عزیزی چون زندگی مشترکمان را، همان که همین امشب درست هشت ساله شد، برایم به ارمغان آوردی.

تو عزیزی چون بهترین دوستم، عزیزم، در یکی از روزهای زیبای تو متولد شده.

تو عزیزی چون دوستی من و او در مهر ماه تو کلید خورد.

تو را دوست میدارم چون اولین ملاقات من و همسر عزیزم در یکی از روزهای مهرماه تو شکل گرفت. 

تو عزیزی چون آفریده ی خدای دانا و توانای عالمی.

متشکر و سپاسگزارم که هستی. هر سال، درست سر وقت.

سپاسگزارم از تو، زیبایی‌هایت، مهربانی‌ات، میوه های رنگارنگ خوشمزه و مفید ات.

سپاسگزارم از تو و لطفا با من و فرزندانم مهربان‌تر باش.

متشکرم.

به امید دیدار تو در جنگلی هزار رنگ و زیبا در کمال صحت و سلامت.


رز
۰۷ آبان ۹۶ ، ۲۳:۲۹ ۰ نظر

داداشی سرما میخوره

هی تذکر میدیم که ابجی رو بوس نکن. نزدیک نیا. موقعدعطسه و سرفه جلوی دهانت رو بگیر.

بعد خانم صاااف تشریف میارن اسپری بینی اقای داداش رو که همون لحظه استفاده شده، میگزارن دهانشون و میخورند. 

بابا سرما میخوره. همش مواظبه که بوسش نکنه، بغلش نکنه، نزدیکش نخوابه. بعد خانم تا من الله اکبر نماز رو میگم، دستمال بینی بابایی رو از روی شوفاژ برمیدارن، روی سرشون میکشن، و بعد پهن میکنن روی زمین روش میخوابن.

نتیجه اینکه خانم سه هفته است سرماخورده اند و هنوز خوب نشده اند.

رز
۰۷ آبان ۹۶ ، ۲۱:۴۴ ۰ نظر