دست گذاشته روی استخوان گونه ام، میگه این چیه؟
میگم استخونه
میگه: ئه! بدیم هاپو بقوله (بخوره)
دست گذاشته روی استخوان گونه ام، میگه این چیه؟
میگم استخونه
میگه: ئه! بدیم هاپو بقوله (بخوره)
بپژی شده : پخته!
مامان بزرگ: سارا پات چی شده؟
سارا: مامان اُفت اوب میشه (مامان گفت خوب میشه)
مامان نی میگی؟
مامان آقا نی میگه؟
(نی=چی!)
خداحافظ نگهدار تو باشه برو
دیروز با من و من و تردید گفت که خانومشون گفته فردا مامانت باید بیاد مدرسه. گفتم چی کار کردی مگه؟ گفت هیچی! مشقامو می نوشتم.
دید قانع نشدم، گفت: قبلش شلوغی.
دل توی دلم نبود.در طول ۱۸ سال دوران تحصیلم هرگز مامانم رو نخواسته بودند! یا من یادم نمیاد.
پدر فداکار جور منِ شب زنده دار به خلطر سرفه های پسرک رو کشید و به جای من رفت.
وقتی برگشت میگفت: خانومشون داشت به من دلداری میداد و عذرخواهی نیکرد که رفتم. گفته بوده درسش خیلی خوبه ولی با اینکه زنگ نقاشی دارند زنگای دیگه هم همش نقاشی میکشه.
خندیدم. اشاره کردم به خود اقای پدر گفتم بهش قضیه رو گفتی؟!
مامان بتمرع یعنی چی؟
خانوممون میگه بشینید بتمرعید.
مامان گور یعنی چی؟
خانوما یه چیزایی میگن
میگن چه گوریه؟!
تعلیم و تعلم عبادت است.
آموزش و پررررورررش.
البته بنده خدا چه کنه با ۴۳ تا دانش آموز؟
من دیگه حرفی ندارم.
من بلد نیشتم جمع بِکنم تو بلدی جمع بکنی اینو اینو اینو اینو اینو اینو (با اشاره به تک تک تکه های پوست پیاز که ریخته کف اشپزخانه و بهش گفتم که جمع کنه)
و الان دیدم که همه رو جمع کرد :)))
ترتیب خواب اعضای خانواده در ابتدای ازدواج:
بابای بالقوه
.
.
.
.
مامان بالقوه.
گاهی اون سه تا نقطه معمولا یک شب تا صبح بود یعنی بابا شب میخوابید، مامان صبح بعد از نماز صبح میخوابید.
ترتیب خواب اعًای خانواده، بعد از پسر
بابا
.
.
.
پسر
.
.
مامان
.
ترتیب خواب اعضای خانواده بعد از دنیا امدن دخترم:
بابا
.
.
پسر
.
دختر
.
.
مامان.
حالا بعد از نه سال زندگی مشترک و با بچه مدرسه ای شدن پسر ترتیب خواب اعضای خانواده کنی تغییر کرده و با اندوه و تاسف بابا از رتبه ی همیشه اولشون یک رتبه تنزل فرموده اند به این صورت
پسر
.
بابا
.
.
.
دختر
.
.
.
موبایل
.
.
مامان
در حال پوشیدن شورت:
در ش کو؟
اینجاست
میچرخونی و میگی: از پنجره میپوشم.
دَب بِ قار : رختخواب
آ وسط رو هیچ کس بلد نیست. آ وسط رو فقط امام زمان بلده، بقیه امام ها هم بلد نیستند. فقط امام زمان که زنده است بلده.
فاطمه برداره نه، علی : فاطمه برنداره، همچنین علی!
الان میام دوتور ببرم این حالش خوب نیشت.