آسمان‌های من

هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است

آسمان‌های من

هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است

آسمان‌های من

پیام های کوتاه

  • ۲ ارديبهشت ۹۲ , ۱۷:۴۷
    اودو!
  • ۳۱ فروردين ۹۲ , ۲۳:۳۶
    سلاح
  • ۲۶ فروردين ۹۲ , ۰۰:۴۱
    خواب
  • ۱۹ فروردين ۹۲ , ۱۵:۱۳
    کوپن

طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین مطالب

۳ مطلب در فروردين ۱۴۰۳ ثبت شده است

یک هفته از روزه های ماه رمضان را با وجود بارداری گرفتم، جز حالت تهوع مبهم، مشکل خاصی نبود

که لکه بینی شروع شد. ده روزی تقریبا به شکل مارمولک زندگی میکردم. 

 

یکی دو روزه بهترم و به زندگی سلامی دوباره کرده ام. 

نمیدانم تا کی ادامه داشته باشد

فعلا که از خانه ماندن کلافه ام. 

تعطیلات عید فطر را هم در خانه ماندیم،

که امروز روز آخرش است، و همسر هم سر کار

نماز مصلی را هم نرفتم، به جایش مسجد فائق رفتم و نیمی ایستاده و نیمی نشسته خواندم.

الحمدلله به خاطر سلامتی

الحمدلله به خاطر نینی

و الحمدلله به خاطر این کلافگی

 

فقط دلم تنگ است، و حوصله ام سر رفته

الحمدلله علی کل حال

 

 

 

 

رز
۲۴ فروردين ۰۳ ، ۱۳:۰۶ ۰ نظر

به علت بالا رفتن قیمت طلا، امسال از طلا خبری نبود، *اما فرزندانم، این جوری تولدم رو تبریک گفتند. 

 

 

از هدیه ها، نقاشی ها سهم من شد، روان نویس را پسرک پس داد و برای خودش دو روان نویس دیگر خرید، مداد نوکی، خیلی وقتها ناغافل در جامدادی پسرک پیدا میشود، خوراکی ها هم تقریبا از دم، سهم بچه ها. wink

 

دخترک مداد نوکی را برایم گرفته، به قول خودش و داداشش گروون. 

در حال باز کردن هدیه ها بودم که شروع کردند به قیمت گفتن و درخواست از من برای حدس قیمت. 

گفتم: قیمت هدیه رو که نمیگن

سپهر: مداد نوکی سارا از همه ی اونهای دیگه با هم گرونتر شد

سارا: آرههه ، شصت تومن شدددد cool

 

 

*با کمی تاخیر، لپتاپ، هدیه تولدم شد.

رز
۱۹ فروردين ۰۳ ، ۲۰:۵۷ ۰ نظر

منظره خط صورتی کمرنگ مقابل چشمانم است، 

با لبخندی در پس زمینه

کمی آمیخته با دلهره

سعی میکنم سال پیش رو را پیش بینی کنم

در صدر دل‌مشغولی ها، کار و پایان نامه است. 

و البته با اختلاف، اول پایان نامه، به علت سختی کار و مجهول بودن مسیر

پروژه دیپ که تصمیم گرفته ام دوباره از کسی کمک بگیرم و از این همه اضطراب، حداقل یک موردش را کاهش دهم

محدودیتهایی که فرزند جدید به دنبال دارد

من که چند سال است بچه ها از آب و گل در آمده اند و بعد مدت ها چند وقتی است مستقل شده ام، دانشگاه و کلاس قرآن و سرکار میرفتم... الان دوباره خانه نشین خواهم شد. 

نگرانی بارداری و فراز و نشیب پیش بینی نشده اش،

نگرانی سلامتی و عاقبت بخیری فرزندان

نگرانی زایمان

فکر اینکه با این شرایط، و به طور کلی آیا واقعا دلم میخواد، یا میتوانم، یا اجازه دارم، یا صلاح است به دکتری فکر کنم یا نه؟

 

همه را در همان چند دقیقه که به دو خط صورتی، یکی کمرنگ و دیگری پررنگ زل زده بودم از سر گذراندم.

بعد

بلند شدم

به خدا، و به امام زمان گفتم

من این فرزند را برای یاری دین خدا از خدا خواستم

کاری کنید که هم خودم هم فرزندانم توفیق عملی کردن این نیت را داشته باشیم

خودت همه چیز را طوری رقم بزن که برای دنیا و آخرتمان بهترین باشد. 

نیت این چله ی زیارت عاشورایم همین است، 

 

اینکه خدا برایم برنامه ریزی کند، به نحو احسن، طوری که بگویم چقدر خووووب خدا برنامه ریزی کرد برایمان. چقدر خوب که همه چیز را سپردم دست خودش

 

عیدی روز میلاد کریم اهل بیت، دو خط صورتی بود در نوار سفید و اتفاقا قاب صورتی بیبی چک‌. 

فردای ۱۶ امین سالگرد عقدمان، ۷ فروردین ۱۴۰۳

الحمدلله

رز
۰۷ فروردين ۰۳ ، ۱۷:۰۲ ۰ نظر