به وقت چهار سالگی
يكشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۹، ۰۵:۱۹ ب.ظ
چهار سالگی شیرین...
- بیا بخوابیم
- نه نمیام. بیا بازی کنیم. اول بیا غذای مثلنی بپزیم.
از من اصرار و از وی انکار
من: لباست رو میزارم سرجاش، بعد بیا پیش من، نرگس رو بخوابونیم. نرگس خوابش میاد.
وچند دقیقه بعد، با تخت و رختخواب نرگس، با شیشه شیر پنج ایکس لارج او، کنار من خوابیده.
* نرگس، عروسک هدیه ی تولدش است
وقتی میگه "یه چیزی بگم باور میکنی" منظورش اینه که قبول میکنی؟ و وقتی میگه "به جرئت اینکه" منظورش اینه که: به شرطی که
۹۹/۰۵/۲۶