
خورشید اومده پایین، بچه هه رو که گریه میکنه ناز کنه.
ابره بدیه، اونام هم بچه هاشن.
درخته هم میوه های سمی داره.
جوجه هه با ابرا دعوا کرده، پشتش به اوناست. (بعد سوالای من درباره اینکه جوجه داره پیواز میکنه؟ و ایا دونه هاش هم پرواز میکنن، براش دست کشد و گفت خواهش میکنم نگو چرا ابنقدر دستش بزرگه!)