مه(!)واره
رفتیم خونه ی یکی از بستگان من باب صله رحم.
مه واره تو خونه روشنه. داره کسانی رو نشون میده که ورزش پارکور انجام میدن. با یه موسیقی تند همراهش.
نسبتمان اصلا طوری نیست که ازشون بخوایم صداش رو کم کنند.
حرکاتشون واقعا جالبه. همسر داره نگاه میکنه. منم بین بدو بدو های پسرک نگاه می اندازم.
آقای صاحبخونه به همسر میگه: بیا. اینم ماهواره. چیش بده؟
و خانم صاحبخونه میگه: ما نمازهامون رو میخونیم. ماه رمضون رو هم روزه گرفتیم. بللله! کانال های بد هم داره. ولی ما نگاه نمیکنیم. همین ها رو نگاه میکنیم فقط.
بعد با ذوق به هم میگن بزن شبکه ی فلان رو فلانی ببینه.
شبکه ای که عروسک همه ی شخصیت های کشورمون رو ساختند و با آهنگ های تند، طوری اداشون رو در میارن و حرکتشون میدن که شان خودشون رو نشون میده.
باز هم اصلا در جایگاهی نیستیم که بخوام بحثی رو شروع کنم. اینجا احتمال مفسده نمیره، اطمینان به مفسده میره!!
سکوت میکنم و سعی میکنم بدون جلب توجه با پسرک بیشتر بازی کنم.
با خودم فکر میکنم.
نماز میخوانند و روزه میگیرند. تمام.
تمام آنچه از مسلمانی میخواهیم همین است؟!!
تکلیف تعالی چه میشود؟ تکلیف خیلی خیلی خیلی چیزها ی دیگر چه میشود با این حساب؟