راز
جمعه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۲، ۱۲:۳۱ ق.ظ
وقتی راز شیرینی داری که نباید فاشش کنی، یعنی به صاحب راز قول داده ای، آن وقت، وقت و بی وقت که یادت می افتد به آن راز و شیرینی اش، و دلت میخوای بر زبان بیاوری اش، و بعد یادت می افتد به قولت، آن وقت است که مجبور میشوی رازت را ببلعی و دوباره و چندباره و چند باره شیرینی اش را مزه مزه کنی و شوق وجودت را فرا بگیرد و قربان صدقه ی آن دو راز کوچک دوست داشتی بشوی که در راه اند تا برسند به فرزندی خواهرت. تا بشوند فرزند دوم و سوم خواهری که هرگز فکر نمیکرده روزی دوقلو داشته باشد.
خدایا همه ی شان را به تو میسپارم، همه ی عزیزانم و عزیزان عزیزانم را.
۹۲/۰۱/۳۰