آسمان‌های من

هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است

آسمان‌های من

هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است

آسمان‌های من

پیام های کوتاه

  • ۲ ارديبهشت ۹۲ , ۱۷:۴۷
    اودو!
  • ۳۱ فروردين ۹۲ , ۲۳:۳۶
    سلاح
  • ۲۶ فروردين ۹۲ , ۰۰:۴۱
    خواب
  • ۱۹ فروردين ۹۲ , ۱۵:۱۳
    کوپن

طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین مطالب

۲۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۲ ثبت شده است

یک ماه قبل: بابابزرگ پدری مهمانمان هستند و بعد از ظهر میخواهند خانه ی ما استراحت کنند. پتوی بابا را می آوریم برایشان. با جدیت و اعتراض پتو را از رویشان میکشی کنار. میگذاریم به حساب اینکه از جنس پتو خوشت می آید و میخواهی پتوبازی کنی.

چند هفته قبل: کیفم را به دست آقای کیف ساز میدهم که ببیند میتواند بندش را نو کند یا نه. جیغ میزنی و اعتراض میکنی. میگذارم به حساب اینکه بعنی چرا ایستادی، برویم.

چند روز قبل:

- در راه بازگشت از حرم، توی تاکسی مامان جون کیف من را میگیرند که راحت تر با شما کشتی بگیرم. بند کیف را میگیری و میکشی سمت خودمان و با اعتراض میگویی «مامان»

- در مسجد دخترک هفت هشت ماهه که ظاهرا از قرمزی کیف من خوشش آمده دستش را میاندازد که بگیردش. به زور کیف را از دستش بیرون میکشی و میبری یک متر آن طرف تر رها میکنی.

- بابابزرگ مادری مهمانمان هستند. باز پتوی بابا را، این بار با عصبانیت از رویشان میکشی و مدام میگویی: بابا!!


اینها را دیگر نمیشود به حساب چیز دیگری گذاشت. شک نداریم که رادارهای مالکیتت به همین زودی بسیار فعالانه دارند عمل میکنند.

شکر خدا این یکی هم به کار افتاد. خدا به خیر کند عاقبتمان را!!

نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1392ساعت 0:53 توسط مامان| یک نظر یک نظر

عزیزی میگوید: سال گذشته سال خوبی بود.

با خودم فکر میکنم چه کردم در سالی که گذشت؟

یادم می آید که مادری کردم و بس.

با خود به نتیجه میرسم: سال گذشته سال خوبی بود.

نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1392ساعت 0:36 توسط مامان
رز
۰۸ فروردين ۹۲ ، ۲۰:۴۶ ۰ نظر